تبليغاتX
نسیمی از دیار آشتی
الا بذکرالله تطمئن القلوب
کجاست بام بلندی ؟

و نردبان بلندی؟

که بر شود و بماند بلند بر سر دنیاـ

و بر شوی و بمانی بر آن و نعره برآری :

-((هوای باغ نکردیم و دور باغ گذشت!....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 22:53  توسط طاهره یگانه  | 

بانوي بزرگ اسلام، دختر گرامي پيامبر (س) حضرت فاطمه زهرا “سلام الله عليها” درخشانترين چهره زنان بزرگ تاريخ، و سرآمد بانوان جهانست. صفات برجسته انساني، و امتيازات ويژه خانوادگي حضرت فاطمه (ع) او را در سطحي بالاتر از تمام زنان جهان قرار داده است.
    او پرورش يافته مکتب نبوت، و بزرگ شده کانون توحيد و خداشناسي است. وي زير نظر پدري چون پيامبر اسلام (ص) تربيت يافت که سرور پيامبران، و بزرگمرد جهان بشريت بود. مادر عاليقدر وي نخستين بانوي اسلام حضرت “خديجه (س)“ مي باشد که در سخت ترين روزهاي بحراني اسلام به ياري پيامبر (ص) شتافت، و نه تنها پيش از همه، به آن حضرت ايمان آورد، و در تسکين خاطر و تقويت روحي او کوشيد، بلکه ثروت سرشار خود را نيز در راه پيشرفت اسلام و گسترش دعوت توحيد، نثار کرد و تمام مشکلات ناشي از اين رهگذر را بجان خريد.
    بنا به نقل مورخان شيعه، حضرت فاطمه (ع) در سال پنجم بعثت در شهر مکه چشم به جهان گشود  و هنوز از مرز پنج سالگي نگذشته بود که مادر عاليقدر خود خديجه (ع) را از دست داد  مرگ مادر براي او بسيار گران وغم انگيز بود ولي مهربانيهاي پيامبر (ص) تا حدي بار غم و اندوه را از چهره او برمي افشاند. فاطمه زهرا (ع) سه سال پس از اين حادثه نيز درمکه در کنار پدر بزرگوار خود زيست و پس از هجرت پيامبر (ص) به مدينه، او نيز بدان شهر منتقل گرديد.
    در اين مدت فاطمه زهرا (ع) تحت تربيت مستقيم پيامبر قرار گرفته، گوهر شخصيتش جلوه و درخشش خاصي يافت و در همه فضائل و کمالات انساني نه تنها تمام بانوان عصر خود را تحت الشعاع قرار داد بلکه براي هميشه بهترين نمونه و الگوي تربيت يافته مکتب پر ارج اسلام باقي و برقرار ماند.
    همسر شايسته فاطمه (ع) تنها علي (ع) بود.
    خصوصيات بارز و چشمگير فاطمه (ع) از يکسو، و امتيازات برجسته خانوادگي او از سوي ديگر، توجه همه را به سوي او جلب کرده بود و هر يک از رجال قريش، و بزرگان و ثروتمندان آرزوي وصلت با خاندان نبوت و داشتن همسري مانند فاطمه (س) را در سر مي پروراندند و گاه و بيگاه خواستگاري مي کردند ولي پيامبر (ص) با هيچکدام موافقت نمي کرد و مي فرمود: تعيين همسر او با خداست؛ و من منتظر دستور خدا هستم. کساني هم که پس از پيامبر (ص) بر مسند خلافت تکيه زدند، يکي پس از ديگري او را خواستگاري نمودند و همان جواب را شنيدند. 

    در ميان ياران پيامبر (ص) فقط يک نفر بود که همه حدس مي زدند پيامبر (ص) مايل است دختر خود را به او تزويج کند و او “علي” عليه السلام بود. علي که در آن هنگام در فکر ازدواج نبود، به تشويق ياران پيغمبر (ص) تمايل خود را با ازدواج با فاطمه (ع) ابراز نمود. حدس همه درست بود! پيامبر (ص) و فاطمه (ع) هر دو با اين وصلت فرخنده موافقت نمودند و طي مراسم بسيار ساده و با مهري اندک که از پانصد درهم تجاوز نمي کرد  گرامي ترين دخت پيامبر اسلام به خانه علي (ع) گام نهاد.  پيامبر فرمود: “اگر علي بن ابيطالب نبود هيچيک از مردان جهان، همشان فاطمه (ع) نبودند. 
    بي شک پيامبر مي توانست مهر سنگيني براي دختر خود قرار داده، عروسي مجللي براي او ترتيب دهد و جهاز فراواني تهيه کند، افراد زيادي منتظر يک اشاره بودند تا هر نوع هزينه اي لازم باشد در اختيار او بگذارند ولي پيامبر (ص) جهازي که مجموع آن در حدود شصت و شش درهم بود همراه فاطمه (ع) به خانه علي (ع) فرستاد تا سرمشق و نمونه زنده اي براي پيروان اسلام باشد، و مسلمانان، حساب ازدواج را با حساب تجارت و معامله مخلوط نکنند.
    مادر نمونه
    فاطمه زهرا (ع) در حدود هشت سال در خانه اميرالمومنين زندگي کرد که ثمره آن وجود فرزنداني گرانمايه و با فضيلت مانند حسن، حسين، زينب و ام کلثوم (عليهم السلام) بود. او در اين مدت به مسئوليت خطير خود در زمينه پرورش فرزندان شايسته کاملا آگاه بود. او توجه داشت که فرزندانش در آينده، زمامداري و رهبري جامعه اسلامي را به عهده خواهند داشت از اينرو از همان دوران کودکي روح تقوي و پرهيزگاري را در آنها تقويت مي نمود و درس عظمت و فداکاري به آنها مي آموخت. آن بانوي بزرگ، هنگامي که فرزند خردسال خود “حسن” را بازي مي داد و او را در دست خويش بالا و پائين مي انداخت، چنين مي گفت: اشبه اباک يا حسن و اخلع عن الحق الرسن و اعبد الها ذامنن و لاتوال ذاالاحن و يا اين جمله هاي کوتاه چهار نکته حساس را به آن کودک القا مي کرد:
    1- مانند پدرت شجاع و خداپرست باش 2- از حق دفاع کن و ريسمان باطل را از گردن آن بردار 3- خداي احسان کننده را پرستش کن 4- با افراد کينه توز دوستي مکن 

    فاطمه زهرا (ع) براي فرزندان خود يک مادر نمونه، و نسبت به اميرمومنان همسري مهربان، و در زمينه ايمان و خداشناسي و عفت و پاکدامني، بي نظير بود. او بقدري دلسوز و مهربان بود که کارهاي خانه را با خدمتگزار خود تقسيم نموده بود، خانه داري را يک روز او انجام مي داد و روز ديگر به عهده خدمتگزار وامي گذاشت. 

    دختر گرامي پيامبر (ص) نه تنها در تربيت اسلامي کودکان خود دقت فراوان مي نمود، بلکه در نشر تعاليم درخشان اسلام دنباله مجاهدتهاي پدر عاليقدر و همسر گرامي خود را گرفته در راهنمايي زنان مسلمانان، کوشش بسزا مبذول مي داشت. “عايشه” با آنکه چندان به دختر پيامبر (س) علاقمند نبود، مي گويد: “هيچکس در فضيلت و شخصيت جز پيامبر (ص) برتر از فاطمه (ع) نبود” 

   ناملايمات زندگي
    فاطمه زهرا (ع) از دوران کودکي پيوسته با حوادث و تندبادهاي سهمگين زندگي مواجه بود. رويدادهاي غم انگيز يکي پس از ديگري در صحنه زندگي او پديد مي آمد و غبار اندوه بر صفحه قلب او افشانده خاطرش را افسرده و آزرده مي ساخت. از دست دادن مادر و محروميت از آغوش پرمهر او در سنين کودکي، مشاهده آزارها و فشارهاي شديد بت پرستان مکه نسبت به پيامبر (ص) و پيروان آن حضرت در مکه و صحنه هاي دلخراش ديگر در مدينه و بالاخره رحلت پدر مهربانش پيامبر در سال يازدهم هجري، که هنوز فاطمه (ع) به بيست سالگي نرسيده بود، از مهمترين حوادث ناگوار زندگي آن بانوي بزرگ مي باشد.
    ولي اين رويدادهاي خردکننده که مي توانست هر فرد عادي را از پاي درآورد و نيروي استقامت او را درهم بشکند،نه تنها فاطمه ز هرا(ع) را از تعقيب هدفهاي پدر ارجمند خود بازنداشت بلکه روز بروز بر صبر و استقامت او افزوده مي شد.
    از اينرو پس از رحلت پيامبر (ص) که دگرگونيهاي عميقي در جامعه اسلامي پديد آمد و حکومت اسلامي از محور اصلي خود منحرف گشت، درمبارزه و احقاق حق اميرمومنان (ع) نقشي بسيار مهم ايفا نمود زيرا او حتي نزد اشخاصي هم که بجهاتي از اميرمومنان (ع) گرفته خاطر بودند، داراي احترامي فوق العاده بود ياران پيامبر (ص) از آن حضرت شنيده بودند که: “فاطمه پاره تن منست هر کس او را بيازارد مرا آزرده است، و نيز فرموده بود: “خشنودي فاطمه مايه خشنودي خدا و خشم او موجب خشم خداست، فاطمه زهرا (ع) با توجه باين موقعيت حساس؛ براي دفاع از حريم اسلام مبارزه را آغاز نمود واحتجاجها و مذاکراتي بعمل آورد و در اين راه صدمات فراواني را تحمل نمود ولي چون هيچکدام را موثر نديد در اجتماع بزرگ مسلمانان در مسجد پيامبر (ص) سخنراني مبسوط و فوق العاده پرشور و مهيجي (از پشت پرده)ايراد نمود که در عاليترين درجه فساحت و شيوائي قرار دارد و طي آن حقايق بسيار و خدمات پيامبر (ص) و مقام اهل بيت را بيان نموده و آن جمعيت انبوه را يک پارچه به گريه و ناله واداشت

    بايد توجه داشت که آنچه فاطمه (ع) آنروز مي خواست در مجمع همگاني طرح کند، تنها دفاع از حق شخصي خود و شکايت از تصرف “فدک” نبود، بلکه فاطمه (ع) از آن نطق آتشين نظر مهم تر و دقيق تري داشت. او مي خواست مسلمانان را متوجه عواقب وخيم پشت پا زدن به دستورهاي خدا و پيامبر (ص) سازد وآنان را از هر گونه انحراف از روش پيامبر (ص) بر خذر دارد.
    او بزرگتر از آن بود که به مردم شکايت کرده از آنها دادخواهي کند. 

    سرانجام ضربتهاي خردکننده روحي و جسمي که بر آن بانوي بزرگ وارد شده بود کار خود را کرد و اندکي پس از رحلت پيامبر (ص) او نيز رخت از اين جهان بربست.
    بسياري از گوشه هاي زندگي پرافتخار دختر پيامبر (ص) بر ما مبهم مانده است ولي از همه مهمتر ناشناخته ماندن آرامگاه اوست. و اين، با همه ابهامش؛ از دل پردرد زهرا (ع) حکايتها دارد.

                                                         منبع: روزنامه ی رسالت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 8:56  توسط طاهره یگانه  | 

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟

دوره ی ارزانی است!

چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان

ودروغ از همه چیز ارزان تر،

آبرو قیمت یک تکه ی نان

وچه تخفیف بزرگی خورده است

قیمت هر انسان!

*************************

سرمشق های آب بابا، یادمان رفت/

رسم نوشتن هم، خدایا یادمان رفت/

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم/

اما خدای مهربان را یادمان رفت/

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:1  توسط طاهره یگانه  | 

این روزها همیشگی نیست اگر حس کردی که باید در شور و هیجان یک نفر ، یک کودک ، شریک شوی و نشدی این فرصت را برای همیشه از دست داده ای.لحظه ای که از دست رفت برای همیشه از دست رفته لحظه ای که میشد با عشق سپری شود و نشد دیگر هرگز بر نمیگردد وزندگی هم خیلی کوتاه است.غم انگیزتر اینکه این زندگی کوتاه را گاهی خیلی دیر شروع میکنیم و گاهی هم هرگز شروع نمیکنیم.زندگی خیلی کوتاه است.

این نوشته جزء پیام های خصوصی بود از طرف عزیزی که می خواهم به این بهانه به او بگویم تمام خوشی ها و موفقیت های زندگی را به تو مدیونم ای کاش همه مثل تو فکر می کردند و دلشان به بزرگی دل تو بود حتی خود من. منی که در مقابل بزرگواری های تو چیزی جز خودخواهی و جوابی به غیر از شرمندگی نداشته ام. البته اگر زمانی با دید باز به پیرامونم نگاه می کردم و تعبیر درستی از رفتارها داشتم ممکن بود امروز با این مشکلات راحت تر کنار بیایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 7:17  توسط طاهره یگانه  | 

معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. کلام شهید رجائی

می توان در سایه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
ای معلم چون کنم توصیف تو
چون خدا مشکل توان تعریف تو
ای تو کشتی نجات روح ما
ای به طوفان جهالت نوح ما
یک پدر بخشنده آب و گل است
یک پدر روشنگر جان و دل است
لیک اگر پرسی کدامین برترین
آنکه دین آموزد و علم یقین
   

 شعر از : استاد شهریار

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:59  توسط طاهره یگانه  | 

 

زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست!

ساعت بعد حساب داریم!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:7  توسط طاهره یگانه  | 

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،

بر لب پیمانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین

زمین و آسمانرا

واژگون ، مستانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحۀ، صد دانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

آواره و ، دیوانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،

گردش این چرخ را

وارونه ، بی صبرانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم.

که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

در این دنیای پر افسانه میکردم .



عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!

و گر نه من بجای او چو بودم ،

یکنفس کی عادلانه سازشی ،

با جاهل و فرزانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !

شعر از :معین کرمانشاهی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:51  توسط طاهره یگانه  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 6:49  توسط طاهره یگانه  |