درک احساس ها و عاطفه های دیگران.
خود را به جای دیگری گذاشتن.
نگریستن به مسائل از دریچه چشم دیگران.
توانایی یاری رساندن به دیگران.
(خدا با عاطفه ها را بیشتر دوست دارد)
خدا با عاطفه ها را بیشتر دوست دارد.
اگر به قرآن مراجعه کنیم، با اولین نگاه متوجه می شویم که، اولین کلمه ای که قرآن با آن آغاز می شود، " الله" است و آخرین کلمه ای ه این کتاب با آن تمام می شود کلمه " الناس" است؛ و مخاطب همواره در این کتاب "الناس" است این دین خدا و مردم، از نظر فلسفی –برخلاف وحدت وجود هندسی- وجود خداوند و ذات او را از نظر ماسوایش که طبیعت و انسان باشد، جدا می کند و از نظر ذاتی در برابر هم هستند، اما از لحاظ جایگاه و جهت و صف اجتماعی، "الله" و "ناس" در ردیف هم و در صف هم هستند؛ به طوری که همه ی آیاتی که مربوط به مسائل اجتماعی و اقتصادی و زندگی بشری است، هرجا که کلمه "الله" آمده می توان به جای آن کلمه "الناس" گذاشت و هرجا که کلمه "الناس" آمده در جای آن نیز می توان کلمه "الله" قرار داد. مثلاَ: "المال لله" خدا در اینجا به معنای بت پرستی قدیمش نیست که خدا خودش هم محتاج مالکیت است و خلب می باید مقداری از وجوهات را –به عنوان قربانی یا نذور- به معبد، یا به صاحب معبد بدهد! در اینجا "المال لله"؛ یعنی، ثروت مال خداست و "لله" یعنی: "للناس" (برای مردم)؛ و این تفسیر من نیست که تحت تاثیر افکار امروز دنیا به این شکل توجیه کنم، این تفسیری است که ابوذر غفاری با آن، یقه معاویه را می گیرد و به او می گوید: « اینکه تو می گویی "المال لله" به خاطر این است که می خواهی مال مردم را بخوری، به خاطر این است که بگویی: "المال لله" یعنی مال مال خداست، یعنی مال مردم نیست و من هم –معاویه_ که نماینده خدا هستم، مال را خود می خورم و یا به هرکه دلم خواست می بخشم و به هرکس نخواستم نمی دهم»!
ابوذر به معاویه می فهماند که "المال لله" به معنی "المال للناس" (مال به مردم تعلق دارد) می باشد و "المال لله" به معنی "المال للماء" (مال از آن افراد چشم پرکن جامعه است) نیست. مال افراد خاص نیست، بلکه مال به مردم تعلق دارد. مالکیت مال خداست، یعنی مالکیت مال مردم است، چون مردم و خدا در یک صفند که: "الناس عیال الله"، مردم خانواده خداوند هستند؛ و مسلما سرپرست خانواده در صف خانواده خورش قرار دارد.
مذهب علیه مذهب
دکتر علی شریعتی







